فضليت و اهميت دعا
روايات و آيات در فضليت و اهميت دعا بسيار است از آن جمله در سوره بقره آيه 182 مى فرمايد :و اذا سئلك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوالى وليومنوا بى لعكم يرشدون
اى پيغمبر! هرگاه بندگان من از من سؤ ال كنند پس به تحقيق كه من نزديكم اجابت مى كنم دعاى دعا كننده را هنگامى كه مرا مى خواند پس بايد اجابت كنند از من و ايمان بياورند به من شايد ارشاد شوند
و اما روايات :
پيغمبر اكرم مى فرمايد الدعا مخ العبادة
دعا مغز عبادت است.
و نيز مى فرمايد: ان لايخطئه من الدعا احدى ثلاثه اما ذئب يغفرله و اما خير يعجل له و اما خير يدخرله
بنده مومن از دعا بى بهره نمى ماند بلكه يكى از سه چيز عايد او مى شود؛ يا گناهى از او آمرزيده مى شود و يا خير دنيا و يا ذخيره و خير آخرت به او مى رسد.
و نيز مى فرمايد: سلوالله من فضله فانه يحب ان يسال واءفضل العبادة انتظار الفرج از فضل خداى تعالى در خواست كنيد زيرا خدا دوست دارد كه از او بخواهند، و بهترين عبادت انتظار فرج است
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام سؤ ال كردند اى العبادة افضل ؟ فقال : ما من شى ء افضل عندالله من ان يسال و يطلب مما عندة و ما احد ابغض الى الله ممن يستكبر عن عبادته و لا يسال ما عنده
چه عبادتى بهتر است ، حضرت فرمود هيچ چيز بهتر نزد خداى تعالى نيست از كسيكه از عبادت خداوند تكبر مى ورزد و از آنچه نزد او است سؤ ال نمى كند
باز از حضرت باقر نقل نموده اند كه فرمود: عليكم بالدعا فانكم لا تقربون بمثله ولا تتركوا صغيرة لصغرها اءن تدعوا بها ان صاحب الصغار هو صاحب الكبار
بر شما باد به دعا كردن ، زيرا شما به هيچ عبادتى مانند دعا به خدا نزديك نمى شويد. و دعاى كوچك را ترك نكنيد به واسطه كوچكى آن و آن را بخوان به تحقيق كه صاحب دعاى كوچك همان صاحب دعاى بزرگ است .
حضرت صادق به ميسر كه يكى از يارانش بود فرمود: يا ميسر، ادع ولا تقل اءن الامرقد فرغ منه ان عندالله منزله لا تنال الا بمسلة ولو ان عبدا سدفاه ولم يسل لم يعط شيئا فسل تعط يا ميسر انه ليس من باب يقرع الا يوشك ان يفتح لصاحبه
اى ميسر! دعا كن مگو كه كار گذشته است ، به تحقيق نزد خداى تعالى منزلت و مقامى است كه به آن نمى رسى مگر به وسيله سؤ ال و دعا كردن و اگر چنانچه بنده اى دهانش از دعا بسته شود و دعا نكند چيزى به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواهيد به شما عطا مى كند. اى ميسر هر درى كوبيده شده اميد است كه به روى صاحبش باز شود.
قال اميرالمؤ منين ان احب الاعمال الى الله تعالى فى الارض الدعاء و اءفضل العبادة العفاب و قال : و كان اميرالمؤ منين عليه السلام وجلا دعاء
محبوب ترين اعمال نزد خدا در زمين دعا است و بهترين عبادت عفت است . بعد حضرت صادق فرمود اميرالمؤ منين عليه السلام مردى بود بسيار دعا كننده.
و نيز از حضرت صادق نقل شده است كه فرمود
: من لم يسل الله من فضله افتقركسى كه از فضل خداوندى سوال نكند نيازمند مى شود.
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله : الدعاء سلاح المومن و عمود الدين و نورا السموات و الارض
دعا اسلحه مومن عمود دين و نور آسمانها و زمين است .
قال اميرالمؤ منين عليه السلام : الدعاء مفاتيح النجاح و مقاليد الفلاح و خير الدعا ما صدر عن صدر نقى و قلب و فى المناجاة و سبب النجاة و بالا خلاص يكون الخلاص فاذا اشتد الفرع فالى الله المفزع
دعا كليد موفقيت و راه گشا به سوى رستگارى است ، و بهترين دعا آن دعائى است كه از سينه پاك و دل با تقوى بيرون مى آيد، و در مناجات است كه دعا وسيله رستگارى است و به سبب اخلاص انسان از بلاهاى دنيا و عذاب آخرت خلاصى مى يابد، پس در هنگام ناراحتى و فرغ شديد به خدا پناه ببريد.
قال اميرالمؤ منين الدعاء ترس المومن و متى تكثر قرع الباب يفتح لك
دعا سپر مومن است از بلا و هر گاه كوبيدن درى زياد شد در به روى تو باز مى شود.
الدعاء انفد من السنان الحديد
دعا از نيزه آهنين كارگرتر است .
عمر بن يزيد گويد از حضرت موسى بن جعفر شنيدم كه فرمود: ان الدعا يردماقدر و مالم يقدر قلت ماقد قدر قد عرفته فمالم يقدر قال حتى لايكون
دعا رد مى كند بلائى را كه مقدر شده و بلائى را كه مقدر نشده . راوى عرض مى كند بلائى كه مقدر شده معلوم است و اما بلائى كه مقدر نشده چيست ؟ حضرت فرمود چيزى كه مقدر نشده آن بلائى است كه بايد مقدر بشود و دعا سبب مى شود كه مقدر نشود.
حضرت صادق به يكى از ياران خود فرمود: عليك بالدعا. فان فيه شفاء من كل داء
بر تو باد به دعا زيرا شفاى هر دردى است .
آداب دعا
فيض كاشانى - بر اساس روايات - ده چيز را از آداب دعا ذكر نموده است :
مترصد بودن اوقات شريفه ؛ از روزها مانند روز عرفه كه روز نهم ذيحجه است . و از ماه ها ماه رمضان و از ايام هفته روز جمعه و از اوقات هنگام سحر يعنى آخر شب نزديك به صبح كه در فضيلت تمام اين اوقات روايت شده است و در اين مواقع دعا به اجابت مى رسد.
غنيمت شمردن حالات شريفه ، مانند حالى كه دوصف كفر و اسلام روبرو مى شوند و آن حالت انقطاع است و دعا در آن حال به اجابت مى رسد. روايت شده است از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود: اطلبواالدعا فى اءربع ساعات عند هبوب الرياح و زوال الافياء و نزول المطر و اول قطرة من دم القتيل المومن فان ابواب السماء تقتح عندهذة الاشياء
در چهار ساعت (وقت ) دعا كنيد و وخواسته هاى خود را از خد بخواهيد: هنگام وزش بادها و هنگام زوال ظهر و هنگام نزول باران و هنگامى كه اول قطره خون شهيد در راه خدا به زمين ريخته مى شود كه در اين اوقات درهاى آسمان گشوده مى شود.
و همچنين هنگام اقامه نماز و بين اذان و اقامه و در حال روزه كه در تمام اين حالات دعا مستجاب است .
روبه قبله دعا كند و دستهاى خود را طورى بلند كه زير بغل او ظاهر گردد، سلمان نقل مى كند كه پيغمبر اكرم فرمود: ان ربكم حى كريم يستحى من عبده اذا رفع يديه اليه ام يردهما صفرا
پروردگار شما زنده و حيات بخش و بزرگوار است ، از بنده خود حياء مى كند كه دست او به طرفش بلند شود و او را دست خالى برگرداند.
خفض الصوت يعنى در هنگام دعا كردن نه آواز خود را خيلى بلند و نه خيلى آهسته بلكه حال متوسط داشته باشد. در روايت دارد هنگامى كه پيغمبر اكرم به مدينه مهاجرت كرد وقتى نزديك مدينه رسيدند مردم صداى خود را به تكبير بلند كردند، حضرت فرمود:
يا ايها الناس ان الذى تدعون ليس باصم ولا غائب ان الذى تدعون بينكم و بين اعناق ركابكم
آن خدايى را كه شما مى خوانيد نه كر است و نه غائب و به تحقيق آن كس را كه شما مى خوانيد هميشه با شما است و از رگ كردن به شما نزديكتر است .
در دعا خود را به زحمت قافيه سنجى مقيد نكند؛ زيرا حال دعا كننده حال تضرع است و تضرع با تكلف سازگار نيست چنانچه خداى تعالى مى فرمايد: ادعواربكم تضرعا و خفيه انه لايحب المعتدين
خدا را با تضرع و پنهانى بخوانيد كه خدا متجاوزين را دوست ندارد.
تجاوز در دعا را اميرالمؤ منين بيان فرموده است كه : اى دعا كننده چيزى كه نشدنى و چيزى كه مشروع نيست از خدا تقاضا مكن .
غزالى مى گويد مقصود از آيه اين است كه دعا كننده از دعاهاى ماءثور تجاوز نكند، يعنى دعاهايى كه از پيغمبر و ائمه معصومين رسيده از آنها تجاوز نكند.
6 - تضرع وزارى كردن در دعا، چنانكه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: اذا احب الله تعالى عبدا ابتلاه حتى يسمع تضرعه وقتى خداى تعالى بنده اى را دوست بدارد او را مبتلا مى كند تا تضرع وزارى او را بشنود.
و در فقره دعا است كه : ولا ينجينى منك الالتضرع اليك
رهايى نمى دهد مرا از بلاها مگر تضرع وزارى به سوى ذات مقدس تو.
7 - يقين داشته باشد كه دعاى او اجابت مى شود چنان كه پيغمبر اكرم فرمود: ادعواالله تعالى و انتم موقنون بالا جابة و اعلموا ان الله سبحانة لا يستجيب دعاء من قلب غافل خدا را بخوانيد در حالى كه يقين داشته باشيد كه خدا شما را اجابت مى كند و بدانيد كه خداى تعالى اجابت نمى كند دعا را از دل انسان غافل .
در حديث ديگر از اميرالمؤ منين نقل شده كه اذا دعوت الله فاقبل بقلبك وظن ام حاجتك بالباب
هنگام دعا با حضور قلب دعا كن و اطمينان داشته باش كه حاجت تو بر در خانه است .
الحاح و اصرار در دعا كردن و دعا را سه مرتبه تكرار كردن . ابن مسعود نقل مى كند كه پيغمبر اكرم وقتى دعا مى كرد سه مرتبه آن را تكرار مى كرد. از حضرت باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: و الله لايلح عبد مومن على الله فى حاحته الا قضاها له قسم به خدا كه بنده مومن اصرار نمى كند در دعا مگر آنكه خداى تعالى حاجت او را بر آورده مى كند.
دعا را با ذكر خدا شروع كند، كه از حضرت صادق نقل شده كه به حارث بن مغيره فرمود:
اياكم اذا اراد ان يسال احدكم ربه شيئا من حوائج الدنيا حتى يبدا بالثناء على الله عزوجل و المدحة له و الصلاة على النبى (صلى الله عليه و آله ) ثم يسل الله حاجتة
بر شما باد كه هر گاه خواستيد چيزى از امور دنيا بخواهيد اول به حمد و ثناى خداى تعالى و درود و صلوات بر پيغمبر ابتدا كنيد سپس حاجت خود را از خدا بخواهيد.
يعنى از شرائط دعا است كه اول به حمد ثناى الهى شروع كند و بعد مشغول دعا شود به خصوص صلوات بر محمد و آل او؛ زيرا معصوم مى فرمايد: قبل از دعا صلوات بفرستيد و بعد از دعا نيز صلوات بفرستيد دعاى شما مستجاب مى شود به واسطه آنكه صلوات دعايى است كه اجابت مى شود و ذات مقدس منزه است كه دعاى اول آخر را اجابت كند و دعاى وسطى را رد كند.
هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: لايزال الدعاء محجوبا حتى يصلى على محمد و آل محمد
دعا به آسمان بالا نمى رود مگر هنگامى كه دعا كننده بر محمد و آلش صلوات بفرستد.
آداب باطنى است كه در اجابت دعا نقش مهم و موثرى دارند مانند توبه ورد مظالم و توجه به طرف خداى تعالى به تمام وجود، لذا در روايت وارد شده كه پيغمبر اكرم فرمود: من احب ان يستجاب دعاءه فليطب مطعمه و كسبه كسى كه دوست دارد دعاى او مستجاب شود بايد اجابت دعا را در خوراك و كاسبى خود جستجو كند.
و نيز پيغمبر اكرم فرمود: ترك لقمه حرام احب الى الله من الفى ركعة تطوعا ورد دانق حرام يعدل عندالله سبعين حجة مبرورة
ترك يك لقمه حرام نزد خداوند متعال محبوب تر است از دو هزار ركعت نماز مستحبى ، و يك دانه حرام را رد كردن نزد خداى تعالى برابر است با هفتاد حج پسنديده و مبرور.
و همچنين پيغمبر اكرم فرمود: العبادة مع اكل الحرام كالبناء على الرمل
عبادت با حرام خوردن مانند ساختمانى است كه بر روى شن بنا شده باشد و در بعضى از روايات دارد: مانند ساختمانى اسن بر روى آب بنا شده باشد. علامه فيض مى فرمايد: از اين اخبار ده ادب ديگر استفاده مى شود، بعد به اين ترتيب آنها را مى شمرد:
1 - بيان حاجت و نام بردن آن در دعا، چنانچه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: خداى تعالى اراده بنده را مى داند ولى دوست دارد كه حوائج نزد او ذكر شود.
2 - تعميم در دعا؛ يعنى دعاى عمومى كردن .
3 - پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى فرمايد: اگر يكى از شما دعا مى كند بايد عمومى دعا كند. مثلا براى همه از خدا طلب سلامت و سعادت و روزى بنمايد.
4 - اجتماع در دعا؛ يعنى دستجمعى دعا كردن ، چنانچه از امام سجاد روايت شده كه : هيچ جمعيت چهل نفرى خدا را نمى خوانند مگر آن كه خداى تعالى ايشان را اجابت مى كند.
و اگر چهل نفر نبودند چهار نفر ده مرتبه خدا را بخوانند و اگر چهار نفر نبودند يك نفر چهل مرتبه تكرار كند، خداوند عزيز جبار دعاى ايشان را اجابت مى كند.
5 - گريه كردن در حال دعا. سيد بن طاووس در كتاب عدة الداعى گويد اين از بزرگترين آداب و نقطه اوج آداب در دعا كردن است لذا حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد:
اذا اقشعر جلدك ودمعت عيناك و وجل قلبك فدونك فقد قصد ولان جمود العين من قساوة القلب على ما ورد به الخبر وهو يوذن بالسعد من الله سبحانه و فيما اوحى الله تعالى الى موسى يا موسى لاتطول فى الدنيا املك فيقسو قلبك وقاسى القلب منى بعيد
هرگاه پوست بدن تو لرزيد و اشك چشمت جارى شد و دل تو لرزيد در آن هنگام از آن حال استفاده كن و بدان به مقصود خود نائل شده اى زيرا خشكى چشم از قساوت قلب است چنان كه در روايت وارد شده و همان حال اعلام مى كند كه بنده از خدا دور است و از چيزهايى كه به موسى وحى شده كه اى موسى آرزوى خود را در دنيا دراز مكن تا گرفتار سنگ دلى شوى چون كسى كه سنگ دل شود از من دور است .
اعتراف به گناه كه منشاء دو چيز است:
اء - انقطاع الى الله ؛ يعنى منقطع شدن از مردم و توجه كامل به خداوند متعال.
ب - شكسته نفسى و تواضع در مقابل عظمت حق تعالى چنان كه معصوم مى فرمايد من تواضع لله رفعه الله
كسى كه براى خداى تعالى تواضع كند خدا او را بلند مى گرداند و خداى تعالى نزد دلهاى شكسته است .
حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: اذارق احدكم فليدع فان القلب لايرق الا حين يخلص
هر زمانى كه حالت رقت بر شما دست داد دعا كنيد زيرا قلب رقت پيدا نمى كند مگر هنگامى كه خالص شود.
وشكس نيست كه گناه مانع استجابت دعا است . و در روايت از حضرت صادق نقل شده كه درباره دعا مى فرمايد: انما هى المدحة ثم الثناء ثم الاقرار بالذنب ثم المسئلة انه والله ما خرج عبد من ذنب الا بالاقرار كه در اين حديث دعا را به مراتبى تقسيم مى كند:
اء - مدح و ثناى خداى تعالى
ب - اقرار به گناهان
ج - حاجت خواستن
سپس معصوم مى فرمايد: قسم به خدا به كسى از گناهان بيرون نمى رود مگر به وسيله اقرار به گناهان .
توجه قلبى ؛ يعنى در حال دعا تمام اقبال و توجهش به طرف ذات مقدس باشد، زيرا كسى كه توجه به او نكند شايسته آن نيست كه به او توجه نمائى همان طور كه اگر كسى با تو سخن بگويد در حالى كه مى دانى توجهش به طرف تو نيست او مستحق است كه تو نيز به او توجه نداشته باشى ، لذا اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: لا يقبل الله دعاء قلب لاه
خدا قبول نمى كند دعا را از دلى كه به غير او مشغول است و نيز حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: اذا دعوت الله فاقبل بقلبك
هر گاه دعا مى كنى با دل خود توجه به خداى تعالى كن .
اول دعا بعد حاجت خواستن. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) به ابوذر فرمود: الا اعلمك كلمات ينفعك الله عزوجل بهن قال بلى رسول الله ، قال : احفظ الله تجده امامك تعرف الى الله فى الرخاء يعرفك فى الشدة
اى ابوذر تعليم ندهم به تو كلماتى كه به وسيله آنها خداوند بتو سود مى رساند؟ عرض كرد بلى يا رسول الله . حضرت فرمود خدا را فراموش نكن هميشه او را جلو خود مى بينى (يعنى ترا از بلاها حفظ مى كند) در هنگام آسايش خدا را بشناس در شدت به داد تو مى رسد.
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: كسى كه از بلا و مصيبتى مى ترسد و قبل از نزول مصيبت دعا كند آن مصيبت بر او وارد نمى شود.
دعا براى برادران و در خواست دعا از ايشان ، لذا از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: من قدم اربعين من المؤ منين ثم دعا استجيب له
كسى كه اول براى چهل نفر از مومنين دعا كند بعد براى خودش دعا كند خدا دعاى او را اجابت مى نمايد. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: هيچ دعائى سريعتر از دعاى مومنى كه براى برادر غائبش مى كند به اجابت نمى رسد.
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: دعاء الرجل لاخيه بظهر الغيب يدر الرزق و يدفع المكروه
دعاى شخصى پشت سر برادرش سبب زيادتى رزق و دفع شدت و مكروه مى شود.
در حوائج خود بر غير از خدا تكيه نكند، چنان كه خداى تعالى مى فرمايد: و من يتوكل على الله فهو حسبه
كسى كه بر خدا تكيه كند خدا امر او را كفايت مى كند.
و نيز حفض بن غياث از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: اذا اراد احدكم ان لا يسل ربه شيئا الا اعطاه فليياس من الناس كلهم ولايكون له رجاء الا [من ] عندالله فاذا علم الله ذلك من قلبه لم يسله شيئا الا اعطاه
هر گاه مى خواهيد يكى از شما هر چه از خدا بخواهد خدا به او عطا فرمايد بايد از تمام مردم ماءيوس شود و اميدى جز به خدا نداشته باشد وقتى كه اين حالت را خداى تعالى در باطن او يافت هر چه از او بخواهد به او عنايت مى كند.
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: در دعا رعايت ادب كن و ببين چه كسى را مى خوانى و چگونه مى خوانى و براى چه مى خوانى و عظمت و كبريائى او را در نظر بگير كه بر سر و باطن تو آگاه است و آنچه از حق باطل در دل تو هست آنها را مى داند، و ضمنا هلاك و نجات خود را بشناس تا گاهى به عوض اين كه دعا براى نجات خود كنى دعا براى هلاك خود ننمايى ، و بدان اگر چنانچه خدا ما را امر به دعا نمى كرد ولى خالصانه او را مى خوانديم ما را اجابت مى نمود پس به طريق اولى ما را اجابت مى كند در صورتى كه ما را امر كرده به دعا نمودن . از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) سوال كردند كه اسم اعظم كدام است فرمود: كل اسم من اسماء الله اعظم و فرغ قلبك عن كل من سواه و ادعه باى اسم شئت
هر اسمى از اسماء خداى تعالى اسم اعظم است ، دل خود را از غير خدا خالى كن و به هر اسمى مى خواهى او را بخوان ترا اجابت مى كند.

در خلال مطالعات بر خورد نمودم به ملحقات تفسير اصفى تاءليف محقق ارجمند و فيلسوف و فقيه بزرگوار مرحوم فيض كاشانى كه در آنجا نقل از نسخه نفيس منحصر به فردى از نهج البلاغه سخنان اميرالمؤ منين را به كميل ذكر كرده كه شايد در خيلى نسخه هاى نهج البلاغه نباشد و در آن در حدود صد مرتبه اميرالمؤ منين (يا كميل ) مى فرمايد كه داراى دستوراتى اخلاقى و عرفانى و توحيدى است ، لذا براى كميل اين جزوه در اينجا با ترجمه ذكر مى نماييم تا - ان شاء الله مورد استفاده عموم برادران و خواهران قرار گيرد.
روايت از حسن بن شعبه حرانى صاحب تحف العقول است كه با يك سلسله اسناد از سعد بن زيدبن ارطاة نقل مى كند كه گويد: كميل بن زياد را ديدم و از فضائل اميرالمؤ منين از او سؤ ال كردم ، در جواب گفت مى خواهى تو را خبر دهم به وصيتى كه اميرالمؤ منين به من نموده و آن وصيت براى تو بهتر است از دنيا و هر چه در آن است . در جواب گفتم : آرى ، بعد گفت اميرالمؤ منين به من چنين وصيت نمود.
يا كميل سم كل يوم باسم الله و قل لاحول ولا قوة الا بالله . و توكل على الله واذكرنا و سم باسمائنا وصل علينا. و ادربذلك على نفسك و ما تحوطه عنايتك ، تكف شر ذلك اليوم ان شاء الله.
اى كميل ! هر روز بسم الله الرحمن الرحيم بگو، و سپس ذكر لاحول ولا قوة الا بالله را بخوان و توكل بر خدا كن ، سپس اسامى ، (ائمه معصومين ) را بگو و بر آنها درود و صلوات بفرست و به خدا پناه ببر و بعد به ما پناهنده شود، و همچنين خود و اولاد و آنچه دارى ، همه را به خدا و ما بسپار، از شر آن روز مصون خواهى ماند.
يا كميل ان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ادبه الله وهو (عليه السلام ) ادبنى و انا اودب المؤ منين و اورث الاداب المكرمين
اى كميل ! به تحقيق ، پيغمبر را خدا ادب آموخت ، و پيغمبر مرا ادب آموخت و من مؤ منين را ادب مى نمايم . آداب را من براى بزرگان به ارث گذاشتم .
يا كميل مامن علم الا و انا افتحه و مامن سر الا القائم (عليه السلام ) يختمه
اى كميل ! هيچ علمى نيست مگر آنكه من آن را افتتاح كردم . و هيچ چيزى نيست ، مگر آنكه امام قائم (عج ) آن را ختم كند.
يا كميل ذريه بعضها من بعض و الله سميع عليم
اى كميل ! پيامبران و ائمه معصومين از يك نسل و شجره طيبه هستند كه ) بعضى تز ايشان از بعضى ديگرند، و خداوند شنوا و آگاه است
يا كميل لا تاخد الا عنا تكن منا
اى كميل ! علمت را جز از ما مگير، تا از ما محسوب شوى
يا كميل مامن حركة الافانت محتاج فيها الى معرفة
اى كميل ! هر حركت و كارى از تو نياز به شناخت دارد (بايد در كارها با شناخت و معرفت وارد شوى
يا كميل اذا اءكلت الطعام فسم باسم الذى لايضر مع اسمه داء و فيه شفاء من كل الاسواء
اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، بسم الله بگو كه با آن ، هيچ چيز ضرر نمى رساند. و در اسم خداى شفاى هر دردى است .
يا كميل وآكل الطعام ولا تبخل عليه ، فانك لن ترزق الناس شيئا و الله يجزل لك الثواب بذلك احسن عليه خلقك . وابسط جليسك . ولا تتهم خادمك
اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، كسانى را با خود در غذا خوردن شريك كن و بخل مكن ، زيرا تو مردم را رزق نمى دهى . و خدا در اين كار تو را ثواب بسيار عطا مى فرمايد. اخلاق خود را با وى (كسى كه با تو غذا مى خورد) نيكو كن و با گشاده روئى با وى برخورد كن و به خدمتگذار خود تهمت مزن و با او خشن رفتار نكن .
يا كميل اذا اكلت فطول اكلك ليستوفى من معك و يرزق منه غيرك
اى كميل ! هنگامى كه مشغول غذا خوردن مى شوى ، غذا خوردن خود را طول بده تا كسانى كه با تو غذا مى خورند سهم خود را از سفره برگيرند. (و ديگران نيز از غذا و روزى خود استفاده كنند
يا كميل اذ استوفيت طعامك فاحمد الله على ما رزقك بذلك صوتك يحمده سواك فيعظم بذلك اجرك
اى كميل ! وقتى كه از غذا خوردن فارغ شدى ، سپاس خدا را در مقابل روزى كه به تو داده ، به جا بياور و هنگام سپاسگزارى صداى خود را بلند كن تا ديگران نيز سپاسگزارى كنند و بدين وسيله اجر تو زياد شود.
يا كميل لا توقرن معذلك طعاما ودع فيها للماء موضعا و للريح مجالا ولا ترفع يدك من الطعام الا و انت تشتهيه ، فان فعلت ذلك فانت تستمرئه ، فان صحة الجسم من قله الطعام و قله الماء
اى كميل ! معده خود را پر از غذا نكن و جائى براى آب و تنفس باقى نگهدار و دست از غذا خوردن برمدار مگر زمانى كه هنوز به آن مايل باشى و اگر چنين كنى ، از غذا نيرو مى گيرى (يعنى غذا خوب جذب مى شود) و بدان كه سلامت بدن از كم خوردن و كم نوشيدن است .
يا كميل البركة فى مال من اتى الزكاة و واسى المؤ منين و وصل الاقربين
اى كميل ! بركت در مال كسى است كه زكات مى دهد و به مؤ منان يارى مى كند وصله رحم مى كند.
يا كميل زد قرابتك المؤ من على ما تعطى سواه من المؤ منين وكن بهم اراف و عليهم اعطف . و تصدق على المساكين
اى كميل به قوم خويش مؤ من خود، بيشتر از قوم خويش غير مؤ منت عطا و بخشش كن و به آنها مهربانتر باش و نسبت به آنان بيشتر عطوفت كن و به فقرا و مساكين صدقه بده .
يا كميل لا ترد سائلا و لومن شطر حبة عنب اوشق تمرة ، فان الصدقة تنمو عندالله
اى كميل ! نيازمندى را محروم نگردان ولو به نصف دانه انگور يا خرما باشد، بدرستيكه صدقه نزد خدا رشد مى كند.
يا كميل احسن حلية المؤ من التواضع و جماله التعفف و شرفه التفقه و عزه ترك القال و القليل
اى كميل ! بهترين زينت و آرايش مؤ من ، فروتنى . است و جمال او عفت و شرف او ياد گرفتن (احكام دين ) و آبروى او، ترك بگو و مگو مى باشد.
يا كميل فى كل صنف قوم ارفع من قوم ، فاياك و مناظرة الخسيس منهم و ان اسمعوك و احتمل وكن من الذين و صفهم الله و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
اى كميل ! در هر صنفى ، قومى است كه بعضى (از نظر فكرى ) بالاتر از بعضى ديگرند.
پس بپرهيز از بحث و كشمكش با انسانهاى پست . و اگر بگفته تو گوش فرا داد از او تحمل كن و از آنها باش كه خدايتعالى ايشان را توصيف كرده كه مى فرمايد: هر گاه طرف خطاب نادانان قرار گيرند، با آرامش با آنها برخورد مى كنند. (يعنى ناسزاى آنها را تحمل مى كنند(
يا كميل قل الحق على كل حال ووادالمتقين و اهجر الفاسقين و جانب المنافقين ولا تصاحب الخائنين
اى كميل ! در هر حال حق را بگو و پشتيبان پرهيزكاران باش از فاسقين دورى كن و از منافقين اجتناب كن و با خائنين همنشين مباش .
يا كميل لا تطرق ابواب الظالمين للاختلاط بهم و الا معهم و اياك ان تعظمهم و ان تشهد فى مجالسهم بما يسخط الله عليك و ان اضطررت الى حضورهم فداوم ذكر الله و التوكل عليه و استعذ بالله من شرورهم و اطرق عنهم و انكر بقلبك فعلهم و اجهر بتعظيم الله تسمعهم ، فانك بها تويد و تكفى شرهم
اى كميل ! در ظالمان را مكوب براى آنكه با آنها رفت آمد داشته باشى و با آنها كسب مال يا اعتبار كنى و بپرهيز از تعظيم كردن و اطاعت ايشان يا حضور در مجالس ايشان به كارى كه سبب غضب خدا برتوگردد و اگر به حضور در مجلسشان ناچار شدى دائما به ذكر خدا باش و بر او توكل كن و از شر آنها به خدا پناه ببر و به تجملات آنها توجه نكن و در دل كارهاى آنها را منكر باش و پيش آنها به خدا تعظيم كن و عظمت خدا را به آنها گوشزد نما زيرا تو بدين وسيله تاءييد مى شوى و از شر آنها ايمن مى مانى .
يا كميل ان احب ما تمتثله العباد الى الله بعد الاقرار به و باوليائه التعفف و التحمل و الا صطبار
اى كميل ! بهترين كارى كه بندگان خدا پس از اقرار به خدا و اولياى خدا، مى توانند انجام دهند، عفت و بردبارى و صبر است .
يا كميل لاتا الناس اقتارك و اصبر عليه احتسابا بعزوتستر
اى كميل فقر و ناچارى خود را به مردم آشكار مكن و بر آنها صبر كن و براى خشنودى خدا و با عزت آنها را بپوشان .
يا كميل لاباس ان تعلم اخاك سرك . و من اخوك ؟ اخوك ، الذى لايخذلك عند الشديدة ولا يقعد عنك عند الجريرة ولا يدعك ختى تساله ولا يذرك و امرك حتى تعلمه ، فان كان مميلا فاصلحه
اى كميل باكى نيست كه برادرت را از سر خود آگاه سازى ، اما كدام برادر؟ كه هنگام سختى تراپست نگرداند و هنگام جرير، (زيانهاى مالى ) پشتيبان تو باشد و عقب نشينى نكند و اگر چيزى از او بپرسى بر تو خيانت نكند و تو را تنها نگذارد تا بداند كه تو گرفتارى ندارى و اگر گرفتارى داشته باشى آن را اصلاح كند.
يا كميل المؤ من مراة المؤ من ، لانه يتامله فيسد فاقته و يجمل حالته
اى كميل ! مؤ من آئينه مؤ من است يعنى عيب هاى او را به او مى گويد و تفقد حال او مى كند و در فقر بيمارى او را يارى مى كند.
يا كميل المومنون اخوة و لاشى ء آثر عند كل اخ من اخيه
اى كميل مؤ منين با يكديگر برادرند و هيچ چيز نزد برادر اولى و بهتر از برادر نيست .
يا كميل ان كم تحب اخاك فلست اخاه ، ان المومن من قال بقولنا، فمن تخلف عنه قصر عنا و من قصر عنا لم بلحق بنا و من لم يكن معنا ففى الدرك الاسفل من النار
اى كميل ! اگر برادرت را دوست ندارى برادرش نيستى مؤ من كسى است كه پيرو ما ائمه معصومين باشد و گفتار ما را بگويد پس كسى كه از گفتار ما تخلف كند از ما بريده و كسى كه از ما جدا شود به ما ملحق نمى گردد و با ما نمى باشد پس (در آن صورت ) در درك اسفل از آتش است .
يا كميل كل مصدور ينفث فمن نفث اليك منا بامر امرك بسترد فاباك ان تبديه وليس لك من ابدائه توبه و اذا كم يكن توبه فالمصير الى لظى
اى كميل ! هر افسرده دلى كه دل اندوه بار دارد اظهار درد دل مى كند، پس كسى كه اظهار درد دل با تو نمود آن را مستور كن مبادا آن را براى غير اظهار و افشا كنى ، زيرا افشاى آن توبه ندارد و گناهى كه توبه نداشته باشد عاقبت آن آتش دوزخ است .
يا كميل اذاعة سر آل محمد (صلوات الله عليهم ) لايقبل منها ولا يحتمل احد عليها و ما قالوه فلا تعلم الا مومنا موفقا
اى كميل فاش كردن سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) قابل جبران و گدشت نيست و از كسى تحمل نمى شود و سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) را جز به مومن موفق و با هوش نگوئيد.
يا كميل قل عند كل شدة : لاحول ولا قوة الا بالله تكفها و قل عند كل نهمة : الحمدلله تزددمنها. و اذا ابطات الا رزاق عليك فاستغفرالله يوسع عليك فيها
اى كميل در هنگام هر شدت و سختى بگو لاحول ولا قوة لا بالله كه خدايتعالى بوسيله آن ترا نجات مى دهد. و نزد نعمت بگو الحمدلله كه خداوند آن را فزونى مى بخشد. پس هنگامى كه رزق تو ديرتر رسيد استغفار كن خداوند در كار تو گشايش مى دهد.
يا كميل انه مستقر و مستودع فاحذر ان تكون من المستود عين و انما يستحق ان يكون مستقرا اذا لزمت اجادة الواضحة التى لا تخربك الى عوج ولا تزيلك عن منهج
اى كميل ! ايمان بر دو قسم است : مستقر و مستودع ، (يعنى ايمان ثابت و ايمان عاريتى ) بپرهيز از ايمان عاريتى ، و اگر مى خواهى حتما مستحق آن باشى كه ايمان مستقر داشته باشى ، هنگامى به آن موفق مى شوى كه ملازم راه و روش باشى كه ترا به راه انحرافى نكشاند و از راه دست بر نگرداند
يا كميل لا رخصة فى فرض ولا شدة فى نافلة اى كميل ! براى كسى اجازه نيست واجبى را ترك كند و در انجام مستحبات به زحمت و مشقت بيفتد (يعنى در صورت مشقت داشتن نوافل ، ترك آن جايز است
يا كميل انج بولايتنا من ان يشركك الشيطان فى مالك و ولدك اى كميل به وسيله ولايت و دوستى خود را نجات ده كه شيطان در مال و اولاد تو شركت نكند.
يا كميل ان ذنوبك اكثر من حسناتك و غفلتك اكثر من ذكرك و نعم الله عليك اكثر من عملك
اى كميل ! به تحقيق كه گناهان تو بيشتر از كارهاى نيك تو است و غفلت تو از ياد خدا بيشتر از ذكر و ياد خداست و نعمتهاى خدا بيش از عمل و كارهاى تو است .
يا كميل انك لا تخلو من نعم الله عندك و عافيته اياك ، فلا تخل من تحميده و تمجيده و تسبيحه و تقديسه (و شكره ) و ذكره على كل حال
اى كميل بيرون از نعمتهاى خدا نيستى ، در حالى كه عافيت را به تو عنايت كرده (يعنى سرآمد تمام نعمتها عافيت است ) بنابراين هيچگاه از حمد و تمجيد و تسبيح و تقديس و شكر گزارى و ياد او فارغ مباش (يعنى سلامت ، بدان واجد همه نعمتهاى خدا هستى بنابراين ، غفلت از سپاسگزارى او مكن و در همه حال به ياد او باش .
يا كميل لا تكونن من الذين قال الله نسوالله نسيهم انفسهم و نسبهم الى الفسق فهم فاسقون.
اى كميل ! سعى كن از آنهائى نباشى كه خداى تعالى درباره آنها فرموده : آنها خدا را فراموش كردند، پس خدا خودشان را از ياد خودشان برد و نسبت فسق به آنها داد پس آنها فاسقند.
يا كميل ليس الشان ان تصلى و تصوم و تتصدق ، الشان ان تكون الصلاة بقلب نقى و عمل عندالله مرضى و خشوع سوى و انظر فيما تصلى و على ما تصلى ان لم يكن من وجهه وحله فلاقبول
اى كميل ! كار (شاءن ) آن نيست كه نماز بخوانى و روزه بگيرى و صدقه دهى ؛ بلكه كار آنست كه نماز تو با قلب پاكيزه و كار خدا پسند و خشنوع كامل باشد و ببين در چه لباسى و بر چه زمين و فرشى نماز مى گزارى ؟ اگر از راه مشروع و حلال نيست نماز تو قبول نخواهد شد.
يا كميل اللسان ينزح من القلب و القلب يقوم بالغذاء فانظر فيما قلبك و جسمك فان لم يكن ذلك حلالا لم يقبل الله تسبيحك ولا شكرك.
اى كميل ! زبان آنچه مى گيرد و مى گويد، از دل است و دل انسان قوامش به غذا است .
ببين دل خود را به چه وسيله تغذيه مى كنى ؟ اگر از راه حلال نيست ، خداى تعالى تسبيح و ذكر ترا نمى پذيرد.
يا كميل افهم و اعلم انا لانرخص فى ترك اداء الامانة لاحد من الخلق ، فمن روى عنى فى ذلك رخصة فقد ابطل و اثم و جزاوه النار بما كذب ، اقسم لسمعت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يقول لى قبل وفاته بساعة مرارا ثلاثا: يا اباالحسن اءد (اء) الامانة الى البر و الفاجر فيما جل و قل حتى الخيط و المخيط.
اى كميل بفهم و بدان ما كسى را از مردم در ترك امانتها رخصت نمى دهيم ، پس كسى كه از من نقل كند چنين رخصتى را بتحقيق بيهوده و گناه است و پاداش او آتش است به واسطه دروغى كه گفته . سوگند ياد مى كنم هر آينه شنيدم از پيغمبر اكرم ، يك ساعت قبل از وفاتش كه سه مرتبه فرمود: يا اباالحسن ! (كينه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) است ) امانت را به صاحبش رد كن ، خواه نيكوكار باشد يا بدكار، خواه امانت كوچك باشد يا بزرگ ولو يك رشته نخ باشد.
يا كميل لاغز والا مع امام عادل ولا نفل الا نفل الا من امام فاضل
اى كميل ! جنگ وجهادى نيست مگر با امام عادل (يعنى با اذن و اجازه او) و استحبابى در نماز جماعت نيست مگر با امامى كه داراى فضيلت است (يعنى امام جماعت حتما بايد يك مزيت به ماءموم داشته باشد)
يا كميل لولم يظهر نبى و كان فى الارض مومن تقى لكان فى دعائه الى الله مخطئا او مصيبا، بل و الله مخطئا حتى ينصبه الله لذلك و يوهله له .
اى كميل ! اگر پيامبرى روى زمين ظاهر نمى شد و در روى زمين يك مؤ من پرهيزكار مى بود، هر آينه در دعاى خود به سوى خدا يا خطاكار بود و يا به هدف رسيدن و مصيب بود. (بعد فرمود) بلى قسم به خدا خطاكار بود تا اينكه خداى تعالى براى شما يك پيامبر مى فرستاد و به مقام پيامبرى او را منصوب مى كرد و اهلبيت و شايستگى او را گواهى مى نمود.
يا كميل الدين لله فلا يقبل الله من احد القيام به الا رسولا اونبيا اووصيا.
اى كميل ! دين ، دين خداست . و خداوند قيام بر دين را از هيچ كس نمى پذيرد مگر از رسول يا نبى يا وصى باشد.
يا كميل هى نبوة و رسالة و امامة و ليس بعد ذلك الاموالين متبعين او عامهين مبتدعين ، انما يتقبل الله من المتقين .
اى كميل رهبرى جامعه مسلمين به واسطه ) نبوت و رسالت و امامت است و غير از اينها، يا ولايت از طرف امام دارند يا متحير و بدعتگزار. بدرستى كه خداوند كارهاى نيك را از پرهيزكاران مى پذيرد.
يا كميل ان الله كريم حليم عظيم رحيم دلنا على اخلاقه و امر نابالا خذبها و حمل الناس عليها، فقد اديناها غير متخلفين و ارسلناها غير منافقين و صدقناها غير مكذبين و قبلناها غير مرتابين .
اى كميل خداى تعالى كريم و حليم و عظيم و رحيم است خداوند دلالت كرده ما را به اخلاق و صفات خويش . امر كرده ما را كه اخلاق او را در خود پياده كنيم و مردم را نيز وادار به آن اخلاق نمائيم . پس به تحقيق ما، اين وظيفه را ادا نموديم و بدون تخلف و دو روئى ، آن را به مردم رسانيديم و بدون تكذيب احكام و دستورات الهى را تصديق نموديم و بدون شك و ترديد آن را قبول كرديم .
يا كميل لست و الله متملقا حتى اطاع ولا ممنيا حتى لا اعصى ولا مائلا اطعام الاعراب حتى انحل امرة المومنين وادعى بها.
اى كميل ! به خدا قسم ، من آن نيستم كه چاپلوسى كنم تا مرا اطاعت كنند. و اين تمنا را ندارم كه با من مخالفت نكنند و رشوه به اعراب نمى دهم كه مرا اميرالمؤ منين بگويند.
توضيح آنكه اين اوصافى را اميرالمؤ منين مى شمارد، اوصافى است كه در معاويه و معاويه صفتان وجود دارد چون معاويه گاهى نهايت چاپلوسى را مى كرد براى اغفال مردم و آرزوى او اين بود كه مردم با آرمانهاى سياسى او مخالفت نكنند.
يا كميل انما حظى من بدنيا زائلة مدبرة و نحظى باخرة باقية ثابتة
اى كميل ! كسانى كه از دنيا بهره و رشدند، بهره دنيا زوال پذير وگول زننده است و بهره ما از آخرت ، باقى و ثابت است
يا كميل ان كلا يصير الى الاخرة والدى نرغب فيه منها رضى الله والدرجات العلى من الجنة التى يورتها من كان تقيا
اى كميل ! تمام مردم به سوى آخرت مى روند، ولى چيزى كه ما از آخرت مى خواهيم رضاى خدا و درجات عاليه بهشت است كه از خداى تعالى آن را به پرهيزكاران ارث مى دهد.
يا كميل من لايسكن الجنة فبشرة بعذاب اليم و خزى مقيم :
اى كميل ! كسى كه ساكن بهشت نشد پس مژده او را به عذاب دردناك و پستى دائمى
يا كميل انا احمد الله على توفيقه و على كل حال اذا شئت فقم
اى كميل ! من خداى را در هر حال سپاس مى گذارم بر توفيقى كه به من عنايت فرموده (سپس فرمود) اگر خواستى بروى برخيز يعنى وقت تمام شده كه اين خود دستورى است درباره نظم در وقت و كارها.

فضائل امام على عليه السلام
ابن عباس مى گويد رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود:
(لَوْ اَنَّ الرِّياضَ اَقلامٌ وَ البَحْرَ مِدادٌ وَ الجِنَّ حُسّابٌ وَ الانْسَ كُتّابٌ، مَا اَحْصوُا فَضائِلَ عَلىّ بنِ اَبيطالبـ عليه السلام ـ ) «اگر تمامى باغها، قلم و درياها مركب، و همه اجنه حسابگر و تمام انسانها نويسنده باشند، قادر به شمارش فضائل على بن ابيطالبـ عليه السلام ـ نخواهند بود.
ولى با اين حال در روايت ديگر مى فرمايند: (إنّ اللّهَ تَعالى جَعَلَ لاَِخى عَلىٍّ فضائِلَ لا تُحْصى كِثْرَةً فَمَنْ ذَكَرَ فَضِيلةً مِنْ فَضَائِلِهِ مُقِرّاً بِهَا، غَفَرَ اللّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ، وَ مَنْ كَتَبَ فَضِيلَةً مِنْ فَضائِلِه، لَمْ تَزَلِ اَلْمَلائِكَةُ تَسْتَغْفِر لَهُ مَا بَقِىَ لِتِلْكَ الْكِتابَةِ رَسْمٌ، وَ مَنْ اِسْتَمَعَ فَضيِلَةً مِنْ فَضائِلِهِ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِى اِكْتَسَبَها بِالاِْسْتِماعِ، وَ مَنْ نَظَرَ اِلى كِتَاب مِنْ فَضائِلِهِ كَفَّرَ اللّهُ لَهُ الذَّنوُبَ الَّتى اِكْتَسَبَهَا بِالنَّظَرِ)
خداوند براى برادرم علىـ عليه السلام ـ فضائل بى شمارى قرار داده است كه اگر كسى از روى اعتقاد، يكى از آن فضائل را بيان نمايد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مى بخشد، اگر كسى يكى از فضائل آن حضرت را بنويسد، تا هنگامى كه آن نوشته باقى است، ملائكه براى او استغفار مى كنند، و اگر كسى يكى از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانى را كه از راه گوش انجام داده است مى بخشد، و اگر كسى به نوشته اى درباره فضائل علىـ عليه السلام ـ نگاه كند، خداوند از تمام گناهانى كه از راه چشم كسب كرده است در مى گذرد.
جريان خوابيدن امام علی ـ عليه السلام ـ در بستر پيامبر و نزول آيه در فضيلت امام
قال الله تبارك و تعالى: (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاةِ اللّه)
قال ابو العباس أحمد بن عثمان بن أبى على، أَنَّ رسولَ اللّهَـ عليه السلام ـ لَمَّا أرادَ الْهِجْرَةَ خلّف عَلى بْن أَبى بِمَكَة لِقَضاءِ دُيُونِهِ وَردّ الوَدَائع الّتى كَانَتْ عِنْدَهُ وَ أَمَرَهُ لَيْلَةً خَرَجَ اِلَى الغِارِ وَ قَدْ أَحَاطَ المُشْرِكوُنَ بِالْدّارِ اَنْ يَنامَ عَلى فِراشِهِ فَفَعَلَ ذلِك فأوحى اللّه اِلى جبرئيلَ وَ ميكائِيلَ اِنّى آخَيتُ بَيْنَكُما وَ جَعَلْتُ عُمرَ اَحَدِكُما أَطْوَلَ مِنْ عُمرِ الآخَر فَأَيُّكُما يُؤَثِّر صاحِبَهُ بِالحَياة؟ فَاختارا كِلاهُما اَلحَياةَ فَأَوحَى اللّهُ عزّوجلّ اِلَيهِما اَفَلا كُنتُما مِثلَ علىّ بن ابيطالبـ عليه السلام ـ آخَيتُ بِينَهُ وَ بِينَ مُحَمَّدـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفَبَاتَ عَلى فِراشِهِ يَفديَهُ بِنَفْسِهِ وَ يُؤثِرَهُ بِالحَياةِ. اَهْبَطا ـ جبرئيل و ميكائيل ـ الى الارض فَأحْفَظاهُ مِنْ عَدُوِّهِ فَنزَلا فَكانَ جَبرئيلُ عِندَ رأسِ على و ميكائيلُ عِندَ رِجْلَيْهِ وَ جَبْرَئيلُ يُنادى بَخ بَخ مِنْ مِثْلِكَ يا ابن أبى طالب يُباهى اللّه عزّوجلّ بِهِ الملائكة فَأَنْزَلَ اللّه عزّوجلّ عَلى رَسولِهِ وَ هُوَ مُتَوَجَّهٌ اِلَى المَدينَةِ، فى شأن على (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرَضَاة اللّه
ابو عباس احمد بن عثمان بن ابى على مى گويد: هنگامى كه پيامبرـ صلى الله عليه وآله وسلم ـمى خواستند به (مدينه) هجرت كنند علىـ عليه السلام ـ را جهت رسيدگى به كارهاى خويش و اداى امانات و پرداخت ديون مأمور نمود و شبى كه مشركين خانه پيامبر ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ را محاصره كرده بودند تا ايشان را به قتل برسانند، پيامبر اسلامـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ (به امر خدا) خانه خويش را به سوى غار ترك كردند و به علىـ عليه السلام ـ فرمودند: برويد (امشب را) در بستر من بخوابيد، پس علىـ عليه السلام ـ (با جان و دل) قبول كردند و آن شب را در بستر پيامبر خوابيدند و جان خويش را فداى پيامبر نمودند. در اين حال خداوند به جبرئيل و ميكائيل فرمود: من بين شما پيمان برادرى بستم و عمر يكى از شما را طولانى تر از ديگرى قراردادم، اكنون كداميك از شما عمر طولانى را انتخاب مى كنيد؟ هر دو عمر طولانى را انتخاب كردند و خداوند فرمود: آيا نمى خواهيد از على بن ابيطالب سرمشق بگيريد كه چگونه حيات پيامبر را بر حيات خويش ترجيح داد و در بستر رسول خدا به جاى او خوابيد و براى فداكارى و ايثار آماده شد؟ به سوى على رويد و او را مراقبت و محافظت نماييد. آنگاه جبرئيل و ميكائيل فرود آمده در حالى كه جبرئيل در نزد سر آن حضرت و ميكائيل در نزد پاى ايشان بود، به آن حضرت تبريك گفتند و اظهار داشتند كه: مبارك بادبر تو اى پسر ابوطالب، خداوند به وجود تو در برابر ملائكه مباهات مى كند. سپس اين آيه شريفه نازل شد: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرَضَاة اللّه).
آيه شريفه (وَ مَنْ عنده علم الكتاب)
(قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ) رعد: 43.
طبق نقل عده اى از علماء اهل سنت، آيه شريفه فوق درباره امام علىـ عليه السلام ـ نازل شده است.
(عَنْ عَبْدِ اللّهِ بنِ سَلامِ رضى اللّه عنه فى قولِهِ تَعالى «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» قَالَ: سأَلْتُ رَسُولَ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ قَالَ: اِنَّمَا ذَلِكَ عَلىُّ بْن اَبى طالِب)از عبدالله بن سلام نقل شده كه:
از رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ درباره آيه شريفه (وَ مَنْ عنده علم الكتاب)
«كسى كه نزد اوست علم و (اسرار) كتاب (قرآن) سؤال شد، حضرت فرمود: اين آيه منحصراً درباره حضرت على بن ابيطالب است.
(عَنْ ضُرَيسْ عَنْ علی ـ عليه السلام ـ قَالَ: (نَزَلَتْ هذِهِ الآيَةُ عَلَى رَسوُلِ اللّه ِـ صلى الله عليه وآله وسلم : (اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسوُلُهُ وَ الَّذِينَ آمَنوُا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ) مائده: 55
فَخَرَجَ رَسوُلُ اللَّهُـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ النَّاسُ يُصَلُّونَ بَيْنَ راكِع وَ قَائِم وَ اذا سَائِلٌ فَقَالَ: يَا سَائِلُ هَلْ أَعْطَاكَ أَحَدٌ شَيْئَاً؟ فَقالَ: لا إِلاَّ هَاذَاكَ الرَّاكِعُ (لِعَلىـ عليه السلام ـ ) أَعْطَانِى خَاتَمَةً.
ضريس از علىـ عليه السلام ـ نقل مى كند: اين آيه (اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه...) بر پيامبر نازل شد، پس از آن در حالى كه مردم مشغول نماز بودند پيامبر وارد مسجد شد و ديد يك نفر سائل ايستاده است، حضرت رو به سائل كرد و فرمود: اى سائل آيا كسى چيزى به تو داده است؟ عرض كرد: نه يا رسول اللّه، جز آن ركوع كننده (به علىـ عليه السلام ـ اشاره كرد) كه انگشتر خود را به من داد، غير از او كسى چيزى به من نداده است.
(عن انس (فى قوله تعالى): «افمن كان على بيّنة من ربه» قالَ هُوَ رَسُولُ اللّهِ، «و يتلوه شاهد منه» قالَ هو علىُّ بن ابى طالب، كانَ وَ اللّهِ لِسانَ رَسُولِ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ)
«از أنس بن مالك در تفسير اين آيه شريفه روايت شده است كه گفت: مراد از «أفمن كان على بينة من ربه» پيامبر اكرمـ عليه السلام ـ است و منظور از «و يتلوه شاهد منه» على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ مى باشد. به خدا سوگند كه على زبان پيامبر بوده است.
طبق نقل مفسرين خاصّه و عامّه، آيه شريفه زير درباره ولايت علىـ عليه السلام ـ بوده و در روز قيامت از ولايت آن حضرت سؤال خواهد شد:
(وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسئولُونَ) صافات: 24. «در روز قيامت خداوند به ملائك فرمان مى دهد كه آنها يعنى مردمان كفر پيشه و گمراه را متوقف سازيد كه در كارشان سخت مسؤول هستند و بايد مورد بازپرسى قرار بگيرند.
و روايات متعددى جهت تأييد اين مطلب از طريق عامه نقل شده است كه ذيلا به نمونه هايى از آن اشاره مى شود:
عن ابى سعيد الخدرى، عن النبىـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فى قوله «وقفوهم انّهم مسئولون» قال: عن ولاية علىّ بن ابى طالب
از ابى سعيد خدرى روايت شده است كه پيغمبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ در تفسير اين آيه شريفه «وقفوهم انهم مسئولون» مى فرمود: از ولايت على بن ابى طالب، سؤال مى شود.
وَ عَنْ أَبى اِسْحاقِ فى قولِهِ تَعالى: «وقفوهم انّهم مسئولون» قال: يَعنى مِنْ وِلايَةِ علىِّ بن ابى طالبـ عليه السلام ـ ، اِنَّهُ لا يَجُوزُ اَحَدٌ الصّراطَ اِلاّ وَ بِيَدِهِ بَراةٌ بِولايةِ عَلى بنِ ابى طالب
از ابو اسحاق روايت كرد كه او در مورد تفسير اين آيه شريفه «وقفوهم انهم مسئولون» گفت: يعنى از ولايت على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ (پرسيده مى شود). به درستى كه كسى حق عبور از صراط را ندارد مگر آن كه در دستش برات ولايت على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ باشد.
(عَنْ جَعْفَر بن محمدـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فى قَولِهِ عَزَّوَجَلَ «ثُمَّ لتسألنَ يَوْمَئِذ عن النَّعيم» قَالَ: عَنْ وِلايَةِ عَلىِّ بنِ أبِى طالِبـ عليه السلام ـ )
از امام جعفر بن محمدـ عليه السلام ـ روايت شده كه در مورد آيه «ثم لتسألن يومئذ عن النعيم» فرمود: مراد از نعمتى كه در قيامت از آن سؤال مى شود، ولايت على بن أبى طالبـ عليه السلام ـ است.
(يا اَيُهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ، اِنَّ الله لا يَهدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ.
اى پيامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را كاملا (به مردم) ابلاغ كن و اگر چنين نكنى رسالت او را انجام نداده اى، و خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه مى دارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمى كند.
(عن ابن عباس فى قوله تعالى: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك...) قال: نزلت فى علىـ عليه السلام ـ ، أمر رسول اللهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ اَنْ َيبْلُغَ فيه، فأَخَذَ رَسول اللهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ بيدِ علىٌـ عليه السلام ـ فقال: من كنت مولاهُ فعلىٌ مولاه اللّهُمَّ وال من والاه و عاد من عاداه)(1)
از ابن عباس در مورد اين آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...» روايت شد كه گفت، در مورد علىـ عليه السلام ـ نازل شد. (خداوند در اين آيه) به پيامبرش فرمان داد كه در مورد على ـ عليه السلام ـ تبليغ نمايد. (ولايت) علىـ عليه السلام ـ را ابلاغ كند. پس پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـدست على ـ عليه السلام ـ را گرفت و فرمود: هر كس كه من آقا و مولايش هستم، پس على آقا و مولاى اوست، خداوندا; دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كسى با او دشمنى مى كند.
(اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ ديناً)
امروز دين شما را به حد كمال رسانيدم و بر شما نعمت خود را تكميل نمودم، و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) براى شما پذيرفتم.
ابو سعيد خدرى مى گويد: وقتى اين آيه بر پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـنازل شد، حضرتـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفرمودند:
(اللهُ اكبرُ عَلى اِكْمالِ الدّينِ وَاِتْمامِ النِّعْمَةِ وَرِضَا الرَّبِ بِرِسالَتى وَ وِلايَةِ علىِّ بنِ ابى طالب مِنْ بَعْدى.)
«الله اكبر بر تكميل شدن دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولايت على بعد از من.»
عن ابى ذر عن ام سلمه عن النبىـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: علىُّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلىَّ الحَوْض)
از امّ سلمه روايت شد كه گفت: از پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ شنيدم كه مى فرمود: على با قرآن است و قرآن با على است، از هم جدا نمى شوند تا نزد حوض كوثر بر من وارد مى شوند.
عَنْ اَبى ثابِت مَوْلى أَبِى ذَرٍّ، قالَ: دَخَلْتُ عَلى أُمّ سَلَمَةَ فَرَأَيْتُها تَبْكى وَ تَذْكُرُ عَلِيَاً وَ قالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـيَقُولُ: عَلِىٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ، وَ لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضِ يَوْمَ الْقِيامَةِ)
ابو ثابت غلام ابوذر(رحمه الله) گفت: بر امّ سلمه وارد شدم و او را گريان ديدم در حالى كه اميرالمؤمنين علىـ عليه السلام ـ را ياد مى كرد و مى گفت: از رسول اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـشنيدم مى فرمود: على با حق است و حقّ با علىـ عليه السلام ـ است و هرگز از يكديگر جدا نمى شوند، تا در روز قيامت در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
عَن اِبْنِ عَبَّاس، قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ اَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلىٌّ بابُها، فَمَنْ اَرادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ بابَ الْمَدينَةِ)
ابن عباس مى گويد: پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: منم شهر علم و على درِ آن شهر، پس هر كس علم مى خواهد از درِ شهرِ (علم) وارد شود.
عَنْ زَر بْنِ جَيْش، قالَ سَمِعْتُ عَلِياً يَقُولُ: وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَىء النَّسَمَةَ، اِنَّهُ لَعَهِدَ النَّبِىُّ اِلىَّ اَنْ لا يُحِبُّكَ اِلاّ مُؤمِنُ وَ لا يُبْغِضُكَ اِلاّ مُنافِقٌ)
زرّ بن جيش گفت از علىـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود: قسم به خدايى كه دانه را بشكافت و مخلوقات را به وجود آورد پيمانى است كه پيغمبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ با من كرده است كه: (اى على) تنها شخص مؤمن دوستدار تو است و كسى با تو دشمنى نمى كند مگر شخص منافق.
عَن علی ـ عليه السلام ـ قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ يا عَلِىُّ اِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ يَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قُبُورِهِمْ، لِباسُهُمُ النُّورُ عَلى نَجائِبَ مِنْ نُور، أزِمَّتُها يَواقِيتُ حُمْر، تَزُفُّهُم الْمَلائِكَةُ اِلى الَْمحشَرِ، فَقالَ عَلِىٌّ: تَبارَكَ اللّهُ ما أَكْرَمَ قَوْماً عَلَى اللّهِ. قَالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: يا عَلِىُّ هُمْ اَهْلُ وِلايَتِكَ وَ شيعَتُكَ وَ مُحِبُّوكَ، يُحِبّونَكَ بِحُبّى، وَ يُحِبُّونى بِحُبِّ اللّهِ، هُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ)
از اميرالمؤمنين علی ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمود، پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفرمودند:
يا على روز قيامت گروهى از قبرهاى خود بيرون مى شوند كه لباسشان نور است و بر ناقه هايى از نور سوار مى باشند كه لجامهاى آن ناقه ها از ياقوت سرخ است و فرشتگان، آنان را به سوى محشر حركت مى دهند، پس علی ـ عليه السلام ـ گفت: تبارك اللّه، اين قوم چقدر در پيشگاه خداوند گرامى هستند! رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: يا علی ـ عليه السلام ـ آنان شيعيان و دوستداران تو مى باشند، كه تو را به دوستى من دوست دارند و مرا به دوستى خداوند دوست مى دارند، آنان در روز قيامت كامياب و رستگارند.
انس گويد رسول اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: من و على حجّت خداوند بر بندگانش هستيم.
عَنْ عَمْرِو بْنِ شاس اَنَّهُ سَمعَ النِّبِىَّـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ يَقُولُ: مَنْ اَذى عَلِيّاً فَقَدْ اَذانى
از عمرو ابن شاس روايت است كه از پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ شنيد كه مى فرمود: هر كس على را بيازارد در حقيقت مرا آزرده است.
عَنْ اِبْنِ عَبّاس قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: حُبُّ عَلِىّ اَبى طالِب يَأْكُلُ السَّيِّئاتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَب
ابن عباس گفت كه پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: دوست داشتن على بن ابى طالب، سيّئات و گناهان را مى خورد (و نابود مى كند) همان گونه كه آتش هيزم را مى خورد (و از بين مى برد).
عن ابى ذر (رضى اللّه عنه) قال قال: رَسولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـمَنْ اَطَاعَنى فَقَدْ اَطاعَ اللّه و من عصانى فَقَدْ عَصىَ اللّهَ وَ مَنْ اَطاعَ عَليّاً فَقَدْ اَطاعَنى وَ مَنْ عَصى عَلِياً فَقَدْ عَصَانى
ابوذر مى گويد: پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: هر كس از من اطاعت كند از خدا اطاعت كرده است و هر كس از من دورى كند از خدا دورى كرده است و هر كس از على اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس از على اطاعت نكند، از من اطاعت نكرده است.
عن عمرو بن ميمون عن ابن عباس انّ رسول اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ قال لِعَلىٍّـ عليه السلام ـ : «اَنْتَ وَلِىُّ كُلِّ مُؤْمِن بَعْدى»
عمرو بن ميمون از ابن عباس نقل مى كند كه رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـبه علىـ عليه السلام ـ فرمود: يا على تو بعد از من ولى و رهبر تمام مؤمنين هستى».
عن ابن عباس أنّ رسول اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ نَظَرَ اِلَى عَلىٍّ فَقَالَ: «اَنْتَ سيّدٌ فِى الدُّنيا وَ الْاَخِرَة، مَنْ أَحَبَّكَ فَقَدْ احَبّنى و حَبيبُكَ حَبيبَ اللّهِ، وَ مَنْ أبْغَضَكَ فَقَدْ أبْغضنى و بَغيضُكَ بَغيضُ اللّه، وَ وَيلٌ لِمَنْ أبغضك من بعدى
ابن عباس مى گويد: رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ به علىـ عليه السلام ـ نگاه كرد و فرمود: (يا) على تو آقاى دنيا و آخرت هستى، هر كس تو را دوست دارد به حق مرا دوست داشته است. دوستى تو دوستى خداست، و هر كس تو را دشمن بدارد با من دشمنى كرده است، دشمنى با تو دشمنى با خداست. واى بر كسانى كه بعد از من تو را دشمن بدارند.

اميرالمؤمنين(عليه السلام)فرمود از لقمان پرسيدند : برترين مردم كيست ؟
گفت : مؤمن غنى ، گفتند : غنى از مال ؟ گفت : نه ، از علم كه اگر مردم به او نيازمند شوند بهره برند و اگر به او رجوع نكنند خود از خود نفع گيرد .
گفتند : بدترين مردم كيست ؟
فرمود : كسى كه پروا نداشته باشد او را گناهكار و بدكردار ببينند .
فرزندم ! هر گاه با دوستانت به سفر رفتى در برنامه خود و آنان از مشورت با ايشان روى مگردان ، تبسم داشته باش و در خرج كردن كريم باش ، در سه برنامه بر آنان پيشى گير :
خاموشى بسيار ، نماز ، سخاوت و جوانمردى .
چون بر مسئله حقى تو را گواه گيرند گواه باش ، و در هنگامى كه از تو مشورت كردند سعى كن نظر و رأيت ب هخير آنان باشد ، قبل از تأمل در رأى و فكر بسيار اظهار حكم مكن ، زيرا خداوند رأى و عقل كسى كه در رأى خالص و دقيق نباشد سلب مى كند .
در پياده روى با دوستان همراهى كن ، در كار با آنان شريك شو چون انفاق كنند و قرض دهند تو نيز آن كادر را انجام ده ، سخن بزرگتر را بشنو ، در خواسته هاى درستشان نه مگو ، زيرا نه ،گفتن از عجز و زبونى است ، چون راه را گم كنيد و به شك افتيد پياده شويد و با يكديگر مشورت كنيد ، در بيابان از شخص غريب احوال راه مپرسيد و بر گفته اش اعتماد نكنيد ، زيرا ممكن است جاسوس دزدان باشد .
نماز را به خاطر كار تأخير مينداز ، از نماز اطمينان و امنيت طلب كه نماز اصل دين است ، نماز را با جماعت به جاى آر اگر چه بر سر نيزه باشى چون نزديك منزل رسى از چهارپا فرود آى و پياده حركت كن ، چون به منزل رسى قبل از
رسيدگى به طعام خود چهارپا را متوجه شو ، از براى فرودآمدن زمينى كه از نظر خاك و گياه بهتر است انتخاب كن ، و پس از پياده شدن دو ركعت نماز بگذار ، براى قضاى حاجت از چشم بيننده دور شو ، و به هنگام عزيمت باز دو ركعت نامز بگذار ، و بر آن زمين و اهلش درود فرست كه در هر بقعه اى جمعى از ملائكه هستند .
اگر بتوانى از طعام خوردن خود تصدّق ده ، در هنگام فراغت دعا كن اول شب راه مرو ، ولى از نصف شب تا آخر را براى راه رفتن اختيار كن ، در راه صدايت را بلند مكن .
با صد كس همنشين باش و با يك نفر دشمنى مكن ، آنكه بكار تو آيد اخلاق توست ، پس اخلاق تو در حقيقت دين توست ، در رد امانت بكوش تا دنيا و آخرتت سالم بماند ، امين باش تا توانگر و بى نياز گردى .
فرزندم ! چرا مردم از عقوبت هاى اعمال بدشان كه به آنان وعده داده اند نمى ترسند در حالى كه روز بروز به پستى مى گرايند ؟
و چرا خود را براى رسيدن به وعده هاى خدا آماده نمى كنند ، در حالى كه عمر آنان به زودى تمام مى شود ؟
در مجالس دقت كن ، اگر جمعى در آن به ياد حق گرد آمده اند به ايشان بپيوند ، زيرا اگر دانايى به علمت افزوده گردد ، و نيز از دانشت بهره مند شوى ، و اگر ناداى از ايشان كسب دانايى كنى ، آن وقت است كه به هنگام نزول رحمت بر ايشان تو نيز سود وافر برى .
پسرم ! اگر در مرگ شك دارى خواب از خود برطرف كن ، درحالى كه نتوانى ، و اگر در زنده شدن پس از مرگ ترديد دارى ، بيدارى بعد از خواب را از خود دور كن ، در حالى كه ممكن نيست ، چون در اين دو حالت فكر كنى به اين نتيجه مى رسى كه جان در اختيار تو نيست ، چنانچه اصل خواب و بيدارى در
اراده تو نمى باشد ، پس مرگ و زنده شدن همانند خواب و بيدار شدن است .
چنانچه ميان گرگ و گوسپند دوستى نيست ، ميان نيكوكار و بدكار هم پيوند نيست ، همنشينى با فاجر انسان را به بد آموزى عادت مى دهد مجادله با خلق سبب دشنام خوردن مى گردد ، و شكرت در مجالس خلاف باعث اتهام به انسان است ، همنشينى با بدان به انسان ضرر مى رساند ، و آن كس كه زبانش رها باشد به پشيمانى مى رسد .
امين باش كه خدا خائن را دشمن دارد ، ظاهرى نيك و باطنى بد نداشته باش ، دنياى خود را به آخرت بفروش كه خير دنيا و آخرت يابى ، و آخرت به دنيا مفروش كه زيان اين دنيا و آن دنيا برى .
پسرم ! دروغ مى گويد آن كس كه عقيده دارد بدى را به بدى مى توان دفع كرد ، به او بايد گفت : دو جا آتش افروزد ، ببيند مى توان آتش را به آتش خاموش كرد ؟ آنچه شر را دفع مى كند نيكى است ، چنانه آب آتش را خاموش مى كند .
در دنيا چون گوسپند افتاده در علفزار مباش كه مى خورد تا چاق شود براى قربانى شدن ، بلكه دنيا را همانند پلى براى عبور به آخرت قرار ده .
از چهار چيز در دادگاه قيامت سؤال شوى :
از جوانى كه آن را چگونه گذراندى ؟
از عمر كه در چه مصرف كردى ؟
از مال كه كجا آوردى و در كدام راه خرج كردى ؟
خود را براى جواب مهيا كن ، اگر حكيم و دانا تو را آزار برساند بهتر است كه نادان بر بدنت روغن خوشبو بمالد . توبه را تأخير مينداز كه مرگ ناگهان ميرسد ، شماتت بر مرگ مكن كه براى تو هم هست ، مردم را از احسان خود محروم مكن ، مبتلاى به بلا را مسخره منما ، پرهيزكارى تجارتى است بى سرمايه كه سودش عايد توست ، با تصدّق آتش گناه را خاموش كن ، آنچه را نمى دانى يادگير ، و هر چه را مى دانى ياد ده ، سخن كم گوى ، و همه جا خدا را به ياد داشته
باش ، زيرا خداوند تو را از عذاب ترسانده ، و به تو بينايى داده است ، از مردم پندگير پيش از آنكه از تو پند گيرند ، از بلاى كوچك عبرت گير ، قبل از اينكه بلاى بزرگ بر تو نازل شود ، به هنگام خشم خويشتن دار باش ، تا هيزم جهنم نگردى ، فقر بهتر از اينكه مال دار شوى و ياغى گردى ، مردم در گرو كرده هاى خويشند ، پس واى بر آنان از دست و دلشان ، تا شيطان زنده است از گناه ايمن مباش ، دنيا را براى خود زندان گردان ، تا آخرت بهشت تو باشد .
از معاشرت با شاهان بپرهيز كه تو را مى كشند و فرمان اينان مبر ، كه كافر به حق گردى ، براى يتيمان پدرى مهربان باش ، و براى بيوه زنان شوهرى مشفق7 به اينكه كسى بگويد مرا بيامرز مورد عفو نمى شود ، آمرزش گناهكار در سايه پيروى او از حق است .
پسرم ! ابتدا رعيت همسايه كن ، آن گاه به خود برس ، اول رفيق پيدا كن سپس به سفر اقدام نما ، نيكى را به نيكى مكافات كن ، و بدكار را واگذار كه بدتر از آنچه او در حق خود كرده تو نمى توانى بر او روا دارى .
چه كس خدا رابندگى كردكه او رايارى نداد ،و چه كس خداوند راطلبيد و اورا نيافت ،كدام انسان ياد خداكرد و خدايش ياد نكرد ،كدام انسان برحق تكيه كرد خدااو رابه ديگرى واگذاشت ، و كدام بنده به درگاهش زارى برد و او رحم نكرد ؟
در برخورد ابتدا سلام كن ، آن گاه به گفتگو برخيز ، بسيار شيرين مباش كه خورده شوى ، و زياد تلخ مباش كه تو را دور افكنند .
فرزند ! هفت هزار كلمه حكمت آموختم تو از آن چهار نامه حفظ كن كشتى خود محكم بساز كه دريا بسيار عميق است ، و بارت سبك كن كه گردن گاهى سخت در پيش است ، توشه بسيار بردار كه راه دور است ، عمل خالص گردان كه نقّاد عمل بسيار بينا و دانااست .(1)
ــــــــــــــــــــــــــــ
ابن سيرين و تعبير خواب
نامش محمد فرزند سيرين بصرى است، در تعبير خواب قدرت فوق العاده اى داشت ،
سرچشمه تعبيرش ذوق سالم و فكر نافذ او بود .
در تطبيق خواب با حقايق انسان عجيبى بود ، براى تعبير خواب از لطايف قرآن و روايات استفاده مى كرد .
نوشته اند مردى از او پرسيد : تعبير اذان گفتن در عالم خواب چيست ؟ گفت : رفتن به حج . ديگرى همين مسأله را پرسيد ، گفت : دست به دزدى برده اى . آنگاه درباره اختلاف اين دو تعبير با اينكه خواب هر دو يكى بود گفت : چهره اولى را چهره اى نيكو و پسنديده و دينى ديدم ،
تعبير خوابش را از آيه ( وَاَذِّنْ بِالنَّاسِ بِالْحَجِّ ) گرفتم . اما چهره دومى را چهره خوبى نديدم ،
تعبير خوابش را از آيه ( اَذَّنَ مُؤَذِّنٌ اَيَّتُهَا الْعيرُ اِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ ) گرفتم .
ابن سيرين مى گويد : در بازار به شغل بزازى اشتغال داشتم ، زنى زيبا براى خريد به مغازه ام آمد ، در حالى كه نمى دانستم به خاطر جوانى و زيباييم عاشق من است ، مقدارى پارچه از من خريد و در ميان بغچه پيچيد ، ناگهان گفت : اى مرد بزاز ! فراموش كرده ام پول همراه خود بياورم ، اين بغچه را به كمك من تا منزل من بياور و آنجا پولش را دريافت كن ! من به ناچار تا كنار خانه او رفتم ، مرا به دهليز خانه خواست ، چون قدم در آنجا گذاشتم در را بست و پوشش از جمال خود برگرفت و اظهار كرد : مدتى است شيفته جمال توام و راه رسيدن به وصالت را در اين طريق ديدم ، اكنون در اين خانه تويى و من ، بايد كام مرا برآورى ، ورنه كارت را به رسوايى مى كشم .
به او گفتم : از خدا بترس ، دامن به زنا آلوده مكن ، زنا از گناهان كبيره و موجب ورود به آتش جهنم است . نصيحتم فايده نكرد ، موعظه ام اثر نبخشيد ، از او خواستم از رفتن من به دستشويى مانع نشود ، به خيال اينكه قضاى حاجت دارم مرا آزاد گذاشت . به دستشويى رفتم ، براى حفظ ايمان و آخرت و كرامت انسانى ام سراپاى خود را به نجاست آلوده كردم ، چون با آن وضع از آن محل بيرون آمدم ، درب منزل را گشود و مرا بيرون كرد ، خود را به آب رساندم ، بدن و لباسم را شستم ، در عوض اينكه به خاطر دينم خود را ساعتى به بوى بد آلودم ، خداوند بويم را همچون بوى عطر قرار داد و دانش تعبير خواب را به من مرحمت فرمود
در تفسير آيه شريفه :
( وَكَذلِكَ نُرِى إِبرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكونَ مِنَ المُوقِنِينَ )(6) .
« و اينگونه ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم و براى اين كه از زمره اهل يقين گردد » .
نوشته اند كه : خدا وقتى چشم انداز ابراهيم را همه آسمان ها و زمين قرار داد ، و همه حجاب ها را از ديده او برداشت ، و زمين و آنچه در او بود را مشاهده كرد ، مرد و زنى را در حال زنا ديد ، همان لحظه نفرين كرد ، پس هر دو هلاك شدند ، سپس دو نفر ديگر را در آن حال ديد ، باز نفرين كرد هر دو نابود شدند ، چون دو نفر ديگر را در آن حال ديد و خواست نفرين كند به او وحى شد : نفرين خود را از بندگان و كنيزان من بردار ، يقيناً من آمرزنده و مهربان و بردبار و جبّارم ، گناهان بندگانم به من زيان و ضرر نمى رساند ، چنان كه طاعتشان به من سود نمى دهد .
من با بندگانم يكى از سه كار را انجام مى دهم : يا توبه مى كنند و من توبه آنان را مى پذيرم و گناهانشان را مى آمرزم و عيوبشان را مى پوشانم . يا عذاب را از ايشان باز مى دارم ، چون مى دانم از صلب ايشان فرزندانى مؤمن به وجود مى آيد ، پس با پدران ناسپاسشان مدارا مى كنم تا مؤمنان از صلب آنان به دنيا آيند ، وقتى مؤمنان به دنيا آمدند در صورتى كه پدرانشان توبه نكرده باشند عذاب را بر آنان مقرر مى دارم . و اگر نه اين بود و نه آن ، آنچه از عذاب در آخرت براى آنان آماده كرده ام بزرگ تر است از آنچه تو براى آنان مى خواهى .
اى ابراهيم ! مرا با بندگان خود واگذار كه منم بردبار و دانا و حكيم و جبار ، به دانايى خود زندگى آنان را تدبير مى كنم و قضا و قدرم را بر آنان جارى مى سازم
عبرت آموز
اهل بیت
قرآن و تفسیر
کتابهای اسلامی
کتابهای آنلاین
کتابهای عربی
کتابهای داستان
کتابهای تاریخی
کتابهای مختلف
نرم افزارهای اسلامی
سایت شهاب مرادی
سایت قرآنی تنزیل
سایت قرآنی المبین
استاد حسین انصاریان
شوق رضوان
بزم عشاق
بچه های قلم
شهید آوینی
قصر عشق
یا رب دل سوخته
غرفه ی ناز
پیامبر امید
دوستداران شهریار
پنجره ای رو به نیایش
تشنه دل
بنده ی عشق
من و این همه تنهایی
قرآن و زندگی
معجزهی جاویدان
زیرچشمی
قلب آسمونی
درس زندگی
شیعه نیوز
نوشته های درخلوت
مجنون جامونده
انتظار
خاطرات شهدا
اشک شب
گنجور
