تبليغاتX
وبلاگ پیشوای صبوری پیشوای صبوری


نصيحت شيطان به نوح

امام صادق (عليه السلام) فرمود : هنگامى كه نوح از كشتى پياده شد ، ابليس نزد او آمد و گفت : در روى زمين انسانى بر من منّتى بزرگتر از تو ندارد ، از خدا بر ضدّ اين بدكاران عذاب خواستى ، در نتيجه سبب راحت من شدى ، آيا تو را به دو خصلت آگاه نكنم ؟ از حسد بپرهيز كه بر سر من آورد آنچه را آورد ، و از حرص دورى كن كه بر سر آدم آورد آنچه آورد


رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود : حريص ميان هفت بلاى دشوار است : فكرى كه بدنش را زيان مى زند و وى را سودى نمى دهد ، غصه و اندوهى كه پايان ندارد ، رنجى كه جز با مرگ از آن راحت نمى شود ، هنگام راحت دچار رنجى سخت است ، ترسى كه عاقبت در آن افتد ، حزنى كه خوشى را بر او تلخ مى كند ، حسابى كه از عذاب خدا به خاطر آن رهايى نيابد مگر اين كه خدا او را عفو كند ، عذابى كه از آن گريزگاه و چاره بدست نياورد.


بر گرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان




|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 23:15
 

                                               

 

نما لینک :. بخش ویژه ماه رجب

نما لینک :. شکافنده حقیقی علوم

نما لینک :. پرتویی از سيره و فضایل باقرالعلوم علیه السلام 

 

                                     

 

نما لینک :. ویژه نامه شهادت امام هادی علیه السلام

 

 



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 14:13

 

ثواب كسى كه بر حضرت حسين بن على عليه السلام گريه كند

 


هر مومنى كه بخاطر شهادت حسين بن على عليه السلام گريه كند تا اشگش بر گونه هايش جارى گردد خداوند منان غرفه اى در بهشت به او دهد كه مدت ها در آن ساكن گردد و هر مومنى بخاطر ايذاء و آزارى كه از دشمنان ما در دنيا به ما رسيده گريه كند تا اشگش بر گونه هايش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جايگاه شايسته اى دهد و هر مومنى در راه ما اذيت و آزارى به او رسد پس بگريد تا اشگش بر گونه هايش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قيامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.


براى بنده جزع نمودن و گريستن در تمام امور مكروه و ناپسند است مگر گريستن و جزع كردن بر حسين بن على عليه السلام زيرا شخص در اين گريستن مامور و مثاب مى باشد.


كسى كه يادى از حضرت حسين بن على عليه السلام نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگس اشك خارج شود اجر او بر خدا است و حقتعالى به كمتر از بهشت براى او راضى نيست .


كسى كه از دو چشمش قطره اى اشگ در راه ما بيايد خداوند متعال در بهشت غرفه اى به او عطاء فرمايد كه روزگارها در آن سكنا گزيند


كسيكه نام ما نزد او برده شود و از چشمانش اشگ بيايد اگر چه به قدر بال پشه باشد گناهانش آمرزيده شود و لو به اندازه روى درياها باشد.


كسيكه ما را نزد او ياد كنند پس از چشمانش اشگ بيايد خداوند متعال صورتش را بر آتش حرام مى نمايد.

 

 

ثواب كسى كه آب نوشيده و ياد امام حسين عليه السلام نموده و كشنده آن حضرت را لعنت كند

 


از داود رقى ، وى مى گويد:در محضر مبارك امام صادق عليه السلام بودم ، حضرت آب طلبيدند و زمانى كه آب را نوشيدند ديدم در حضرت حالت گريه پيدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد سپس ‍ به من فرمودند:اى داود خدا قتال حسين عليه السلام را لعنت كند، بنده اى نيست كه آب نوشيده و حسين عليه السلام را ياد نموده و كشنده اش را لعنت كند مگر آنكه خداوند منان صد هزار حسنه براى او منظور مى كند و صد هزار بنده آزاد كرده و روز قيامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى كند.

گريستن فرشتگان بر حضرت حسين بن على عليه السلام


چهار هزار فرشته به زمين فرود آمدند و خواستند همراه حضرت امام حسين عليه السلام به قتال بپردازند ولى آن جناب به ايشان اذن ندادند، پس بار ديگر كه به زمين فرود آمده براى اذن گرفتن آن حضرت شهيد شده بودند لذا ايشان بر سر قبر آن حضرت به حالتى ژوليده و گرفته باقى مانده تا روز قيامت مى گريند، رئيس ايشان فرشته اى است كه به او منصور مى گويند.


خداوند متعال چهار هزار فرشته را بر قبر حضرت حسين بن على عليه السلام موكل قرار داده كه جملگى ژوليده و غمگين و گرفته بوده و از طلوع صبح تا زوال آفتاب وقت ظهر بر آن جناب مى گريند و وقتى ظهر مى شود چهار هزار فرشته ديگر به زمين فرود آمده و اين چهار هزار نفر به آسمان مى روند و فرشتگان به زمين آمده پيوسته مى گريند تا صبح طلوع كند ....


خداوند متعال فرشته اى را در ميان چهار هزار فرشته ديگر بر حسين عليه السلام موكل قرار داد، اين فرشتگان جملگى بر آن حضرت گريسته و براى زائرين آن جناب طلب آمرزشكرده و دعاء مى نمايند


منبع : کتاب کامل الزيارات



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 13:26

اميرالمؤمنين(عليه السلام)فرمود از لقمان پرسيدند : برترين مردم كيست ؟

گفت : مؤمن غنى ، گفتند : غنى از مال ؟ گفت : نه ، از علم كه اگر مردم به او نيازمند شوند بهره برند و اگر به او رجوع نكنند خود از خود نفع گيرد .

گفتند : بدترين مردم كيست ؟

فرمود : كسى كه پروا نداشته باشد او را گناهكار و بدكردار ببينند .

فرزندم ! هر گاه با دوستانت به سفر رفتى در برنامه خود و آنان از مشورت با ايشان روى مگردان ، تبسم داشته باش و در خرج كردن كريم باش ، در سه برنامه بر آنان پيشى گير :

خاموشى بسيار ، نماز ، سخاوت و جوانمردى .

چون بر مسئله حقى تو را گواه گيرند گواه باش ، و در هنگامى كه از تو مشورت كردند سعى كن نظر و رأيت ب هخير آنان باشد ، قبل از تأمل در رأى و فكر بسيار اظهار حكم مكن ، زيرا خداوند رأى و عقل كسى كه در رأى خالص و دقيق نباشد سلب مى كند .

در پياده روى با دوستان همراهى كن ، در كار با آنان شريك شو چون انفاق كنند و قرض دهند تو نيز آن كادر را انجام ده ، سخن بزرگتر را بشنو ، در خواسته هاى درستشان نه مگو ، زيرا نه ،گفتن از عجز و زبونى است ، چون راه را گم كنيد و به شك افتيد پياده شويد و با يكديگر مشورت كنيد ، در بيابان از شخص غريب احوال راه مپرسيد و بر گفته اش اعتماد نكنيد ، زيرا ممكن است جاسوس دزدان باشد .

نماز را به خاطر كار تأخير مينداز ، از نماز اطمينان و امنيت طلب كه نماز اصل دين است ، نماز را با جماعت به جاى آر اگر چه بر سر نيزه باشى چون نزديك منزل رسى از چهارپا فرود آى و پياده حركت كن ، چون به منزل رسى قبل از

رسيدگى به طعام خود چهارپا را متوجه شو ، از براى فرودآمدن زمينى كه از نظر خاك و گياه بهتر است انتخاب كن ، و پس از پياده شدن دو ركعت نماز بگذار ، براى قضاى حاجت از چشم بيننده دور شو ، و به هنگام عزيمت باز دو ركعت نامز بگذار ، و بر آن زمين و اهلش درود فرست كه در هر بقعه اى جمعى از ملائكه هستند .

اگر بتوانى از طعام خوردن خود تصدّق ده ، در هنگام فراغت دعا كن اول شب راه مرو ، ولى از نصف شب تا آخر را براى راه رفتن اختيار كن ، در راه صدايت را بلند مكن .

با صد كس همنشين باش و با يك نفر دشمنى مكن ، آنكه بكار تو آيد اخلاق توست ، پس اخلاق تو در حقيقت دين توست ، در رد امانت بكوش تا دنيا و آخرتت سالم بماند ، امين باش تا توانگر و بى نياز گردى .

فرزندم ! چرا مردم از عقوبت هاى اعمال بدشان كه به آنان وعده داده اند نمى ترسند در حالى كه روز بروز به پستى مى گرايند ؟

و چرا خود را براى رسيدن به وعده هاى خدا آماده نمى كنند ، در حالى كه عمر آنان به زودى تمام مى شود ؟

در مجالس دقت كن ، اگر جمعى در آن به ياد حق گرد آمده اند به ايشان بپيوند ، زيرا اگر دانايى به علمت افزوده گردد ، و نيز از دانشت بهره مند شوى ، و اگر ناداى از ايشان كسب دانايى كنى ، آن وقت است كه به هنگام نزول رحمت بر ايشان تو نيز سود وافر برى .

پسرم ! اگر در مرگ شك دارى خواب از خود برطرف كن ، درحالى كه نتوانى ، و اگر در زنده شدن پس از مرگ ترديد دارى ، بيدارى بعد از خواب را از خود دور كن ، در حالى كه ممكن نيست ، چون در اين دو حالت فكر كنى به اين نتيجه مى رسى كه جان در اختيار تو نيست ، چنانچه اصل خواب و بيدارى در

اراده تو نمى باشد ، پس مرگ و زنده شدن همانند خواب و بيدار شدن است .

چنانچه ميان گرگ و گوسپند دوستى نيست ، ميان نيكوكار و بدكار هم پيوند نيست ، همنشينى با فاجر انسان را به بد آموزى عادت مى دهد مجادله با خلق سبب دشنام خوردن مى گردد ، و شكرت در مجالس خلاف باعث اتهام به انسان است ، همنشينى با بدان به انسان ضرر مى رساند ، و آن كس كه زبانش رها باشد به پشيمانى مى رسد .

امين باش كه خدا خائن را دشمن دارد ، ظاهرى نيك و باطنى بد نداشته باش ، دنياى خود را به آخرت بفروش كه خير دنيا و آخرت يابى ، و آخرت به دنيا مفروش كه زيان اين دنيا و آن دنيا برى .

پسرم ! دروغ مى گويد آن كس كه عقيده دارد بدى را به بدى مى توان دفع كرد ، به او بايد گفت : دو جا آتش افروزد ، ببيند مى توان آتش را به آتش خاموش كرد ؟ آنچه شر را دفع مى كند نيكى است ، چنانه آب آتش را خاموش مى كند .

در دنيا چون گوسپند افتاده در علفزار مباش كه مى خورد تا چاق شود براى قربانى شدن ، بلكه دنيا را همانند پلى براى عبور به آخرت قرار ده .

از چهار چيز در دادگاه قيامت سؤال شوى :

از جوانى كه آن را چگونه گذراندى  ؟

از عمر كه در چه مصرف كردى ؟

از مال كه كجا آوردى و در كدام راه خرج كردى ؟

خود را براى جواب مهيا كن ، اگر حكيم و دانا تو را آزار برساند بهتر است كه نادان بر بدنت روغن خوشبو بمالد . توبه را تأخير مينداز كه مرگ ناگهان ميرسد ، شماتت بر مرگ مكن كه براى تو هم هست ، مردم را از احسان خود محروم مكن ، مبتلاى به بلا را مسخره منما ، پرهيزكارى تجارتى است بى سرمايه كه سودش عايد توست ، با تصدّق آتش گناه را خاموش كن ، آنچه را نمى دانى يادگير ، و هر چه را مى دانى ياد ده ، سخن كم گوى ، و همه جا خدا را به ياد داشته

باش ، زيرا خداوند تو را از عذاب ترسانده ، و به تو بينايى داده است ، از مردم پندگير پيش از آنكه از تو پند گيرند ، از بلاى كوچك عبرت گير ، قبل از اينكه بلاى بزرگ بر تو نازل شود ، به هنگام خشم خويشتن دار باش ، تا هيزم جهنم نگردى ، فقر بهتر از اينكه مال دار شوى و ياغى گردى ، مردم در گرو كرده هاى خويشند ، پس واى بر آنان از دست و دلشان ، تا شيطان زنده است از گناه ايمن مباش ، دنيا را براى خود زندان گردان ، تا آخرت بهشت تو باشد .

از معاشرت با شاهان بپرهيز كه تو را مى كشند و فرمان اينان مبر ، كه كافر به حق گردى ، براى يتيمان پدرى مهربان باش ، و براى بيوه زنان شوهرى مشفق7 به اينكه كسى بگويد مرا بيامرز مورد عفو نمى شود ، آمرزش گناهكار در سايه پيروى او از حق است .

پسرم ! ابتدا رعيت همسايه كن ، آن گاه به خود برس ، اول رفيق پيدا كن سپس به سفر اقدام نما ، نيكى را به نيكى مكافات كن ، و بدكار را واگذار كه بدتر از آنچه او در حق خود كرده تو نمى توانى بر او روا دارى .

چه كس خدا رابندگى كردكه او رايارى نداد ،و چه كس خداوند راطلبيد و اورا نيافت ،كدام انسان ياد خداكرد و خدايش ياد نكرد ،كدام انسان برحق تكيه كرد خدااو رابه ديگرى واگذاشت ، و كدام بنده به درگاهش زارى برد و او رحم نكرد ؟

در برخورد ابتدا سلام كن ، آن گاه به گفتگو برخيز ، بسيار شيرين مباش كه خورده شوى ، و زياد تلخ مباش كه تو را دور افكنند .

فرزند ! هفت هزار كلمه حكمت آموختم تو از آن چهار نامه حفظ كن كشتى خود محكم بساز كه دريا بسيار عميق است ، و بارت سبك كن كه گردن گاهى سخت در پيش است ، توشه بسيار بردار كه راه دور است ، عمل خالص گردان كه نقّاد عمل بسيار بينا و دانااست .(1)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار جديد : ج 13 ، ص 408 ـ 434 .


|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 11:52

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) درباره مقام عصمت خود و اهل بيتش مى فرمايد :

 أَنَا وَعَلِيُّ والْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَتِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ ، مُطَّهَّرُونَ مَعْصُومُونَ.

من و على و حسن و حسين و نُه نفر از فرزندان حسين از هر آلودگى پاك و معصوم هستيم .

 و درباره خود و حضرت فاطمه (عليها السلام) و دوازده امام (عليهم السلام) فرمود :

 إنّا أَهْلَ الْبَيْتِ قَدْ أَذْهَبَ اللّهُ عَنّا الفَواحِشَ ، ما ظَهَرَ مِنها وَما بَطَن.

ما اهل بيت ، خدا همه زشتى ها و آلودگى هاى پيدا و پنهان را از ما زدوده است .

 و حضرت امام صادق (عليه السلام) در قطعه اى بسيار استوار و محكم درباره عصمت پيامبران و امامان فرموده است :

 الأنبياءُ والأوصياءُ لا ذُنُوبَ لَهُم ، لأنَّهُم مَعصُومُونَ مُطَهَّرون.

پيامبران و جانشينان هيچ گناهى ندارند زيرا معصوم و پاك هستند .

 حضرت زهرا (عليها السلام) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) و يازده فرزند بزرگوار اين دو انسان كامل و درياهاى بى كران معارف ، در همه احتجاجات و بحث هاى استوارشان با مخالفين و معاندين به عصمت و طهارت و پاكى خود از همه آلودگى هاى پيدا و پنهان و اينكه به اين خاطر حجّت خدا در همه شؤون بر همه انسان ها تا روز قيامت هستند ، استدلال كرده اند و خود را از بندگان مُخلص خدا كه هواى نفس و شيطان و علل گناه هيچ راهى به آنان ندارد ، معرفى نموده اند .

 



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 11:37

بنابراين كسى كه به مقام اخلاص علمى و شهودى رسيد ، در مسائل معرفتى و علمى از جهت حدوث و بقاى مصونيت مى يابد پس چيزى را بد و نادرست نمى فهمد و در فهميده ها هم شك و اشتباه نمى كند چون فهم كننده ، روح مجرد و مخلص است و تفهيم كننده ، خدايى است كه علم محض است .

معصوم هرگز حق را نادرست تلقى نمى كند و هرگز در حق شك و ترديد نمى نمايد .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در بيان ابعاد عصمت علمى و معرفتى خود مى فرمايد :

  مَا شَكَكْتُ فِى الحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ.

از هنگامى كه حق را به من ارائه كردند در آن شك و ترديد نكردم .

 اين بيان دلالت دارد كه آن حضرت از نظر علمى و معرفتى از طريق شهود به آخرين مرحله وصول الى اللّه و ادراك دورترين حقايق كه از دسترس غير معصوم خارج است رسيده بود ، از اين جهت آن حضرت مصداق عينى « لا ريب فيه » است .

در مرحله عصمت عملى هم بايد گفت كه اين مقام فقط براى كسانى فراهم است كه به عرصه اخلاص رسيده باشند . در اين حال است كه شهوت و غضب ، حقد و حسد ، غرور و ريا و . . . در حرم امن او راه ندارد ، معصوم همه اين امور را مهار كرده و در اختيار خود گرفته است .

شهوت و غضب معصوم در نفس نفيس مخلص او ابتدا به صورت اراده و كراهت جلوه مى كند و از حالت شهوت و غضب بيرون مى آيد ; به گونه اى كه چيزى كه از آن مى ماند فقط اراده و كراهت است سپس با رياضت و تلاش و عبادت و مجاهدت چنان آن را دگرگون مى كند كه به صورت تولّى و تبرّى جلوه مى نمايد . تولىّ و تبرّى صورت تكامل يافته همان شهوت و غضب و اراده و كراهت است .

انسان معصوم و كامل ، مراحل جذب و دفع ، شهوت و غضب ، محبت و عداوت ، اراده و كراهت را طى كرده و به مقام تولّى و تبرّى كه رقيق ترين ، كامل ترين و باارزش ترين مرحله است ، دست يافته ; به عبارت ديگر ، تولّى و تبرّى رقيق ترين مرحله اراده و كراهت ، لطيف ترين مرحله محبت و عداوت ، صاف ترين مرتبه شهوت و غضب و پاك ترين مرحله جذب و دفع است .

كسى كه به مقام تولّى و تبرّى رسيده شيطان را با همه وجود ، دشمن ترين دشمن شخصيت درونى و برونى خود حس مى كند به اين خاطر او را به سخت ترين وجه ممكن سركوب مى كند و بر همه دشمنان فايق مى آيد و اهل تولاى حق مى شود چنان كه حق متولى اوست :

 ( إِنَّ وَلِيِّىَ اللّهُ الَّذِى نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ).

يقيناً سرپرست و يار من خدايى است كه قرآن را نازل كرده و او همواره شايستگان را سرپرستى و يارى مى كند .

 همين صالحان هستند كه به خاطر عصمت در فكر و عمل ، وارثان زمين خواهند بود چون گوهر ذاتشان صالح است ، نه فكر بد مى كنند و نه به راه بد گام مى گذارند ،

 ( . . . أَنَّ الأَْرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّالِحُونَ ).

 . . . زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مى برند .

 پس حضرت حق ارث گذار وارث دهنده و صالحان ارث بران هستند و اين به خاطر آن است كه صالحان در علم و عمل معصومند .



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 11:35












وبلاگ
كل اينترنت


© 2008 CopyRight All Rights Reserved by  : PSABOORI